|
پـــــلــــه پـــــلــــه تا خـــــــدا روی هر پله که باشی خدا یه پله بالاتره....نه به خاطر اینکه خداست..چون دستتو بگیره...
| ||
|
*شاید همدیگر را نشناسیم،شاید هم بشناسیم.این دیگر به خودت مربوط است و شخص دیگری نمی تواند در آن دخالت ورزد
.شاید من تو را شناختم.شاید هم نه.حتی ممکن است من تو را بشناسم و تو مرا نشناسی،و یا تو مرا بشناسی و من تو را نه
.خلاصه هر چیز باشد،قبلاً همدیگر را می شناختیم یا نه ،قرار است اینجا طور دیگری با هم آشنا شویم
شاید نوشته های من را دوست نداشته باشی،در این صورت می توانم به کار ساده ای راهنماییت کنم: آنها را نخوانی.
کسی تو را مجبور نکرده بخوانیشان.من را هم مجبور به نوشتن نکرده
ولی من می نویسم.شاید هم تو بخوانی.ولی در هر حال همدیگر را خواهیم شناخت.
تو به نوشته های من عادت می کنی،من هم به نقد هایت.دق دلیت را میتوانی سر مطالبم در آوری
تا دوست داشتی خرابش کن و ایراد بگید.ناراحت نمیشوم که هیچ،خوشحال هم میشوم
البته گفتنم می توانی نوشته هایم را نخوانی.پس در این صورت هیچ وقت با هم آشنا نخواهیم شد.
خودت مختاری… موضوعات مرتبط: بی طرفااااا [ جمعه 12 اسفند1390 ] [ 10:50 ] [ سيب سرخ ]
«این صدای تپش قلبم نیست درحسینهء دل سینه زنی ست» **** ![]() عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی... عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد... تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی... گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی... سید رضا برقعی
موضوعات مرتبط: عهد نابسته(امام زمان)، يا حسين [ جمعه 23 دی1390 ] [ 16:42 ] [ سيب سرخ ]
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ ***
بعد از عصر عاشورا بود دستور به فرار داشتند! دخترک تنها در بین خارها گیر افتاده بود که ... که آن (شبهه) مرد به دردانه اباعبدالله الحسین علیه السلام نزدیک شد مرد !! به فرزندان خود قول هدیه ای گران بها از غنائم را را داده بود ولی گویا از غارت خیمه ها عقب مانده بود و نصیبی از غنائم نبرده بود! ناراحت بود و عصبی ! و غروب غم انگیز عاشورا ترسی عجیب به جانش انداخته بود! به دخترک مظلومه که رسید برایش هیچ مهم نبود غیر از گوشواره ی دخترک! با ضربتی هم گوشواره را ربود و هم ... گوش را درید! . . (وام گرفته از دیــــوونه غربتی)*** پ.ن: ای جوانان حیدری باید شدن
جان فدای رهبری باید شدن
دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست شمشیر دوستان علی در غلاف نیست در این قبیله نخل تناور همیشه هست مقداد هست مالک اشتر همیشه هست اینجا که کوفه نیست خوارج علم شوند سلمان نمرده است اباذر همیشه هست صف بسته اند این همه سردار ها به شوق یعنی برای پیشکشت سر همیشه هست روشن ترین روایت عمار می شویم در عشق سید علی همه تمار می شویم *** س.ن: 9 دی یعنی آقا جان! ما برای نائب شما کم نمی ذاریم! یعنی تا آخرش پای این نظام ایستادیم! یعنی قرار نیست کربلای 61 تکرار بشه! یعنی مسلم شما غریب نخواهد ماند! یعنی این "ما (من و تو)" هستیم که پای ولی امرمون، امام خامنه ایی ایستاده ایم! و جان حداقل هدیه ایی است که آماده کرده ایم!
موضوعات مرتبط: گلبرگ ایام، !ورود ممنوع! [ جمعه 9 دی1390 ] [ 12:0 ] [ سيب سرخ ]
بسم رب الحسین ***
صحرای كربلا به وسعت تاریخ است و كار به یك « یا لتنی كنت معك » ختم نمی شود . اگر مرد میدان صداقتی ، نیك در خویش بنگر كه تو را نیز با مرگ انس اینگونه است یا خیر ...! « شهید آوینی » *** پ.ن1:السلام علیک یا خیره الله و ابن خیرته... سلام به محبین الحسین... این روزها دلم هوای کربلا را کرده... هنوز 24 روز تا پایان این حادثه عظیم مانده و زینب این روزها در چه حالی است؟؟؟...کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبووود... پ.ن2:دوستای گلم،اگه می خواهید بیشتر درباره سبکبالان دشت کربلا بدونید، اینجا کلیک کنید. پ.ن3:ادامه مطلب برای ام المصائب است...فراموش نشه..با وضو وارد مجلس خانم شین...یا علی مدد ***
موضوعات مرتبط: يا حسين ادامه مطلب [ پنجشنبه 1 دی1390 ] [ 16:48 ] [ سيب سرخ ]
بسم رب الحسین *** از روزی که در نهر جانمان فرات سوز و علقمه عطش جاری ساخته اند،از شبی که در پیاله دلمان شربت گوارای ولایت ریخته اند،دلمان یک حسینیه پر شور است. در حسینیه دلمان، مرغهای محبت سینه می زنند و اشکهای یتیم در خرابه چشم، بی قراری می کنند. سینه ما تکیه ای قدیمی است، سیاهپوش با کتیبه های درد و داغ، که درب آن با کلید « یا حسین » باز می شود و زمین آن با اشک و مژگان، آب و جارو می شود. ما دلهای شکسته خود را وقف اباعبدالله کرده ایم و اشک خود را نذر کربلا، و این « وقفنامه » به امضای حسین رسیده است. صبحها وقتی سفره عزا گشوده می شود، دل روحمان گرسنه عاطفه و تشنه عشق می شود. ابتدا چند مشت «آب بیداری » به صورت جان می زنیم تا «خواب غفلت » را بشکنیم. زیارتنامه را که می بینیم، چشممان آب می افتد و «السلام علیک » را که می شنویم، بوی خوش کربلا به مشام دل می رسد. توده های بغض، در گلویمان متراکم می گردد و هوای دلمان ابری می شود و آسمان دیدگانمان بارانی!
سر سفره ذکر مصیبت، قندان دهانمان را پر از حبه قندهای «یا حسین
» می کنیم و نمکدان چشممان دانه دانه اشک بر صورتمان می پاشد، به دهان که
می رسد، قند و نمک در کاممان می آمیزد و این محلول شور و شیرین با درمان
عشق ماست و ما نمک گیر سفره حسین می شویم و این است که تا آخر عمر، دست و
دل از حسین بر نمی داریم.
آنگاه، جرعه جرعه زیارت عاشورا می نوشیم و سر سفره توسل، ولایت را لقمه لقمه در دهان کودکانمان می گذاریم. در این خشکسالی دل و قحطی عشق، نم نم باران اشک، غنیمتی است! خدایا! ما را به چشمه کربلا تشنه تر کن! و تو ای محرم! تو آن كیمیاى دگرگونهسازى كه مرگ حیات آفرین را - به نام «شهادت» به اكسیر عشقى كه در التهاب سر انگشت سحرآفرینت نهفته است، چو شهدى مصفا و شیرین به كام پذیرندگان مىچشانى. تو آن خشم خونین خلق خدایى كه از حنجر سرخ و پاك شهیدان برون زد. تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى كه در كربلا ، نیمروزى به یكباره تركید و آن خون دل و دیده روزگار كه با خنجر كینه توز ستم، بر زمین ریخت. الا اى محرم! تو به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان كه همواره بر ضد بیداد، قامت كشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند، تو آن آشناى كهن یاد و دشمنستیزى كه همواره در یادشانى. الا اى محرم!...
جواد محدثی **** .... موضوعات مرتبط: گلبرگ ایام، يا حسين [ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 16:54 ] [ سيب سرخ ]
بسم رب الحسین سلام به همه کسانی که این وبو به قدومشون مبارک ساختند *** ای دریغا که همه مزرعه ی دلها را علف هرزه ی کین پوشانده است و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست (سید مهدی شجاعی) *** پ.ن: ....شهدا شرمنده ایم...
موضوعات مرتبط: دل نوشته ها [ پنجشنبه 3 آذر1390 ] [ 16:58 ] [ سيب سرخ ]
این داستان نیست
واقعیتی تلخ است که پنجه بر وجدان بشریت می کشد هزاران کودک در سومالی مردند و هزاران هزار کودک دیگر هم ، خواهند مرد هر دقیقه دو کودکاین امار نیست ، فاجعه ای است برای وجدان های بیدار مرگ کودکانی که حتی رمق فریاد کشیدن ندارند و وای بر ما اگر فریاد آنها می شنیدیم گرچه فریاد انها با وجدان بیدار شنیدنی است و نه با گوش سر بخاطر انسانیت ، اسلامیت ، نمی دانم به نیت قبولی شیعه بودنمان ، کاری کنیم در این شب قدر برای آنها چه مقدر می شود و برای ما چه ، نمی دانم از خدا می خواهم راه و رسم شیعه علی بودن را مقدرمان سازد وقتی قرآن بر سر می گذاریم چشمان کودکانی که اخرین قطره های حیات را در حلقوم خشکشان تجربه می کند ، بیاد آریم و ظرف های خالی از عاطفه بشری را دست هایی که به سوی آسمان در جستجوی رحمت خدایند نمی توانند در زمین دستگیر کودکان گرسنه نباشند ... موضوعات مرتبط: گلبرگ ایام، بی طرفااااا [ پنجشنبه 3 شهریور1390 ] [ 13:4 ] [ سيب سرخ ]
مانده ام.........
مبهوت.. امشب بچه ها دیگر به امید که باشند؟؟کاسه های شیرشان را دیگر چه کسی پر کند؟ زینب چه کند با غم یتیمی..وای از دلش.........دیگر حسنین چگونه پا در مسجدی گذارند که محرابش ..... ااآه از دلشان! اه از دل بیوه زنانی که از امشب باید شرمنده نگاه یتیمانشان باشند.. اخر هنوز زینب کوچک است..غم مادر و پدر برایش سخت است... ای داد! ای وای..
السلام علیک یا امیر المومنین.. ای امیر دلها به خدایت بگو ما را ببخشد......اخر میگویند اگر با زبانی که گناه ندارد دعا کنیم مستجاب است..ما که وضعمان خراب است تو دعا کن تا روبراه شویم امشب!حبت را زیاد کن در دلمان اخر میگویند حب تو بهشت است! پ.ن:دعا کنیم برای هم .. برای زینبی شدنمان برای حسنی شدنمان و برای حسینی شدنمان........ و اینگونه رفتنمان. *** در این شب ها اگر بارا ن چشمانتان فرو ریخت
کویرقلب ما را هم دعا کنید. (التماس دعا) موضوعات مرتبط: گلبرگ ایام [ یکشنبه 30 مرداد1390 ] [ 22:18 ] [ سيب سرخ ]
دروازه های آسمان گشوده میشود و زمین، در ستاره باران میلادی بزرگ، به هلهله مینشیند. ![]() در نیمه راه برکت خیز رمضان، رایحه شکوفه های یاس است که کوچه های مدینه را آکنده است.
موضوعات مرتبط: گلبرگ ایام [ دوشنبه 24 مرداد1390 ] [ 18:10 ] [ سيب سرخ ]
تو را ای چشم یادت هست می گفتم
ببین آیات پاک مهربانی را شقایق را تماشا کن نظر بر آسمان افکن فراموشت نگردد کهکشان راه شیری ، خوشه پروین و پرواز کبوترها نگفتم من نگاهت مهربان باشد *** ....دوستای گلم این یه شعر زیباست که ازتون میخوام حتما ادامه مطلب فراموش نشه... موضوعات مرتبط: دل نوشته ها ادامه مطلب [ جمعه 17 تیر1390 ] [ 17:38 ] [ سيب سرخ ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||